توصیف پیترو دلاواله از زنان مازندرانی و مازندران

زنان و مردان مازندرانی دارای چشم و ابروی سیاه و موهای مشکی هستند و بخصوص زنان در نظر من زیبا جلوه می‌کنند. زنان این منطقه برعکس زن‌های مسلمان دیگر هیچوقت چهره خود را نمی‌پوشانند و از حرف زدن با مردان امتناعی ندارند و مانند مردان این دیار در برخورد بسیار مؤدب و مهربان هستند. همگی مردم این منطقه، در برخورد بسیار مؤدب و مهربان هستند و دوست دارند خانه خود را در اختیار مهمان قرار دهند و در قبال او با کمال ادب و رأفت رفتار کنند و من در هیچ جای دیگر دنیا ندیده‌ام مردم دهات آن‌قدر دارای تمدن و آداب و رسوم پسندیده باشند. زیباترین نقطه‌ای است که تا به حال در آسیا دیده‌ام و مردم آن متمدن‌ترین و با ادب‌ترین مردمی هستند که ممکن است در دنیا وجود داشته باشد.

«سفرنامه پیترو دلاواله، ترجمه شجاع الدین شفا، برگ ۱۶۳»

«نور جهان» شهبانوی ایرانی امپراتوری هند

«نور جهان» همسر ایرانی جهانگیرشاه از امپراتوران گورکانی هند است. او همسر محبوب شاه و دارای نفوذ فراوانی در دربار گورکانی بود. او در سال ۹۵۶ خورشیدی در مسیر سفر خانواده‌اش از ایران به هندوستان در قندهار زاده شد و در سال ۱۰۲۴ خورشیدی درگذشت و در لاهور به خاک سپرده شد. این نگاره که نور جهان را به تصویر می‌کشد در حدود سیصد پیشینه دارد و در نگارش آن آبرنگ و آب طلا استفاده شده است.

زندان سلیمان

در قسمت شمالی کاخ‌های پاسارگاد، یک برج سنگی قرار دارد که به زندان سلیمان معروف شده است. از این برج تنها یک دیوار باقی مانده است اما چون قرینه آن در نقش رستم در بنای معروف به کعبه زرتشت باقی مانده است، می‌توان شکل اصلی آنرا دقیقاً توصیف کرد.
پیش از همه باید دانست که نام کنونی، نامی است غیر اصیل، چرا که فقط از چند صد سال به این طرف رواج یافته یعنی از زمان اتابکان فارس که آثار دشت مرغاب به سلیمان نبی نسبت داده شده است. از نام اولیه بنا و حتی کاربرد آن اطلاعی نداریم اما همین نام زندان سلیمان نشان می‌دهد که وقتی می‌خواستند بنا را بدان بنامند، هنوز صورت یک برج نسبتاً کامل را داشته، یعنی ویرانی این اثر مربوط به دوران باستان نیست و حتماً در دوران اتابکان هنوز شکل اصلی خود را، که شامل اطاقی یک در با 29 پله ساخته شده بر فراز سکویی سنگی بوده، حفظ کرده و در اذهان کاربرد یک زندان را به وجود آورده است و با نسبت دادن بناهای پاسارگاد به سلیمان، این برج را هم زندان سلیمان خوانده‌اند.
این بنا بی‌گمان الگویی برای ساخت کعبه زرتشت بوده است در نقش رستم بوده است. استروناخ با مطالعات دقیق نشان داده است که این تشابه ظاهری است و در بسیاری از جزئیات معماری تفاوت‌های چشمگیری وجود دارد. مطالعات استروناخ نشان داد که این بنا مربوط به نیمه دوم پادشاهی کورش است.

عده‌ای نه چندان اندک از دانشمندان، که اولین آنها وایسباخ است، به این نتیجه رسیده‌اند که توصیفات کلاسیک گسترده آر قبر کورش بیشتر با «زندان سلیمان» سازگار است تا با «قبر مادر سلیمان»، که بیش از این تقریباً همه آن را قبر کورش می‌پنداشتند. با این وجود، وقتی به مقایسه اندازه مدخل‌ها که برای هر دو بنا به کار رفته می‌پردازیم، این نظر کاملاً قابل رد است. آریان نوشته است که درِ مقبره چنان باریک بود که یک مرد بدون اینکه حتی اندام بزرگی داشته باشد بتواند به آسانی وارد آن شود و اگر چنین می‌کرد با دشواری زیادی روبه‌رو می‌شد؛ و چنانکه بعضی تحقیقات جدید نشان داده‌اند، فقط درِ قبر می‌توانست بازدید کننده باستانی را مانند امروز مجبور کند که برای وجود چنان خم شود که ناشیانه به خود صدمه برساند و در اتاق محبوس بماند.
بسیاری از محققان بر این عقیده هستند که این نوع برج می‌بایست نوعی آتشکده بوده باشد. برخی دیگر عقیده دارند که شکل کمیابی از قبر سلطنتی است و سرانجام برخی دیگر باور دارند اینجا انبار و یا مخزنی برای اشیای مهم بوده است. شهبازی معتقد است نظریه دوم محتمل‌تر است و زندان سلیمان را آرامگاه کمبوجیه می‌داند.

«راهنمای جامع پاسارگاد، علیرضا شاپور شهبازی
مقاله پاسارگاد در تاریخ ایران (دوره هخامنشیان)، پژوهش دانشگاه کمبریج، دیوید استروناخ»

سفالینه‌ی زیبا و کم نظیر ایرانی با پیشینه‌ای نزدیک به پنج هزار سال

این سفالیه زیبا و کم نظیر ایرانی پیشینه‌ای نزدیک به پنج هزار سال دارد. قطر کاسه در حدود بیست و دو سانتی متر و ارتفاع آن با احتساب پایه‌ها چهارده سانتی متر است. اثر به زیبایی با استفاده از اکسید فلزات با نقش‌های هندسی که در این دوره رواج داشتند رنگ آمیزی شده است. این اثر امروزه در موزه اسمیتسونین واشنگتن نگهداری می‌شود.

«چو ایران نباشد تن من مباد» سروده‌ی فردوسی نیست

چو ایران نباشد تن من مباد

بر این بوم و بر زنده یک تن مباد

این بیتِ شورانگیز ملی «به این صورت» سرودهٔ فردوسی نیست بلکه با تصرف در مصراعی از شاهنامه و ساختن مصراعی دیگر برای آن، به نادرست به نام فردوسی مشهور شده است. در داستان رستم و سهراب، هجیر که از معرفی رستم به سهراب تن می‌زند و بیم دارد که سهراب او را به‌سبب این تجاهل و سرپیچی بکشد، این‌گونه خود را دلداری می‌دهد:

اگر من شوم کشته بر دست اوی

 نگردد سیه روز چون آب جوی
چو گودرز و هفتاد‌پور گزین

 همه پهلوانان با آفرین
نباشد به ایران تن من مباد

چنین دارم از موبد پاک یاد

چنان‌که ملاحضه می‌شود مصراع نخست بیت سوم به «چو ایران نباشد…» تبدیل و مصراعی دیگر به دنبال آن افزوده شده است.

«سجاد آیدنلو، بیت‌های الحاقی مشهور به نام فردوسی، مجموعه مقالات همایش هزاره شاهنامه، برگ ۲۱»

نسخه‌ی قدیمی روزنامه‌ی اختر به پیشینه‌ای بیش از یکصدوسی سال

روزنامه اختر با حمایت مالی و سیاسی ایران در استانبول تاسیس شد و اولین شماره آن در دی ماه سال ۱۲۵۵ خورشیدی منتشر گردید. این نشریه هفتگی حمایت دولت عثمانی را نیز به خود جذب کرد و مقالات آن از نویسندگانی چون میرزا آقا خان کرمانی، میرزا یوسف خان مستشارالدوله و میرزا حبیب اصفهانی نقش قابل توجهی در بیداری افکار ایرانیان داخل و خارج از کشور در دوره قاجار داشت. انتشار این نشریه فارسی زبان تا سال ۱۲۷۴ خورشیدی ادامه داشت. این نسخه روزنامه اختر که امروزه درموزه نژاد‌شناسی دانشگاه لیدن در هلند نگهداری می‌شود در تاریخ نوزدهم اردیبهشت ۱۲۶۱ خورشیدی به چاپ رسیده است.

 

این نامه از هر گونه وقایع و اخبار و از سیاست و پولیتیک و علم و ادب و دیگر منافع عامه سخن می‌گوید. هفته یکبار طبع می‌شود. اوراق و نوشتجات سودمند را بامتنان می‌پذیرد. در نوشتن کاغذهایی که از خارج می‌رسد اداره آزاد است. کاغذی را که نوشته نمی‌شود صاحبش نباید استراد کند و کاغذهایی که پول پست ندارد قبول نخواهد شد.

 

 

مدارای مذهبی کورش

باید گفت که کورش بزرگ قطعاً نگرش متفاوت و یگانه‌ای از بردباری مذهبی به منطقه آورده است. تنها می‌توانیم درباره دلیل اصلی او در دادن آزادی مذهبی به یهودی‌ها و بابلی‌ها به حدس و گمان بپردازیم، اما حقیقت این است که او به آن‌ها اجازه داده بود تا آزادانه به مذهب خود عمل کنند. به همین دلیل است که نه تنها در سنت میان‌رودان، بلکه در مذهب زنده یهود نیز تا سده‌ها با علاقه و احترام از کورش یاد می‌کنند.

«کورش بزرگ، تورج دریایی، برگ ۲۷»